close
تبلیغات در اینترنت
نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش

اين پنجره صرفا براي تامين منابع مالي وبلاگ ايجاد شده است !

با کليک روي دکمه × یا دکمه بستن آنرا ببنديد

به وبلاگ من خوش آمديد

جمعه 19 آذر 1395
نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش نامه ای به خدا و تشک
جای تبلیغات شما
تلگرام هواداران باشگاه پرواز
نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش
  • تعداد بازدید : 1889

  • نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش

    نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش

    نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش

    نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش

    نامه ای به خدا و تشکر از نعمت هایش

     

    ادامه مطلب...

     

     

    آسمان کافی نت :

    نامه ای به خدا بنویسید. نعمت هایی را که به شما داده است به خاطر بیاورید و از او تشکر کنید. در نامۀ خود

    بنویسید که برای اطاعت از او تصمیم می گیرید چه کار هایی انجام دهید.

     

     نامه یک :

     

    سلام خدایا شنیدم حداقل شکری که ما می تونیم برای نعمت هایی که به ما دادی انجام بدیم اینه که با نعمت هایی که به ما دادی گناه نکنیم

     

    حالا من به خودم نگاه میکنم

     

    چشم سالم دادی باهاش چیزایی رو که نباید نگاه کنم نگاه می کنم

     

    گوش سالم دادی باهاش غیبت گوش میکنم و هیچ اعتراضی به غیبت کننده نمی کنم

     

    زبان دادی باهاش مردم رو مسخره میکنم

     

    ..... دادی باهاش گناه میکنم

     

    خدایا ببخش منو

     

     

    نامه دو :

     

     

    خدايا ...

     

    خواستم بپرسم: چرا من را آفريدي؟

     

    ديدم در ازاي لطف كريم چه كسي را ناسپاسي كنم.

     

    خواستم بپرسم: چرا تنهايم گذاشتي؟

     

    ديدم زماني كه تو از رگ گردن به من نزديك تري، اين سؤال بي معناست.

     

    خواستم بگويم: اگر تو مرا دوست داري، چرا مشكلات را بر سرم آوار كردي؟

     

    ديدم هزار مشكل داشته باشم، هزاران برابر نعمت دارم.

     

    خواستم بپرسم؛ پس چرا نمي توانم ببينمت؟

     

    ديدم، اگر تو هم ديدني بودي، چگونه با چشم هاي گناه آلود تو را مي ديدم.

     

    خواستم بپرسم؛ تو كه همه ما را دوست داري، پس چرا مرگ را آفريدي؟

     

    ديدم اگر مرگ نبود، چگونه به تو مي رسيديم و اگر اين گذرگاه را نداشتيم، چگونه تو را باور مي كرديم؟

     

    خواستم بپرسم:چرا با من حرف نمي زني؟

     

    ديدم تمام حرفهايت را در يك جا و در يك كتاب برايم گفته اي!

     

    خواستم بپرسم: آيا اين انصاف است كه من بدون ديدن تو، تو را بپرستم؟

     

    ديدم نشانه هايت در تمام عالم فراگير شده، چه نياز به ديدن.

     

    در آخر به يك سؤال رسيدم. من در مقابل اين درياي بي كران محبت چه كرده ام؟

     

    هيچ جوابي نتوانست قانعم كند.

     

    نگاهي به آسمان كردم، نسيمي روي صورتم وزيد، اشكي روي صورتم سر خورد و خداوند دست نوازشش را به رويم كشيد و دلم آرام گرفت.

    اما هر چه با خود فكر كردم، جوابي براي سؤالم پيدا نكردم.

     

    نامه سه :

     

      به نام خدا

    خداوندا از تو تشكر مي كنم براي اين نعمت هايي كه براي ما فرستاده اي ، حتي چيزهايي را كه با چشممان نمي توانيم ببينيم و توخلق كرده اي شكر براي تو كه به انسان عقل داده اي كه بتواند دستگاه هايي بسازد تا آن چه را كه باچشم عادي نمي بيند به راحتي باآن ها ببيند .

    خداوند! از اين همه زيبايي هايي كه براي ما آفريده اي بسيار درتعجبم. تعجبم در آن است كه چرا زيبايي هاي اين چنين، را كوچك گذاشتي! ، به طوري كه بيش ازهزاران سال بود که انسان ها نمي توانستند اين عظمت ها را ببينند؟

    راستی خدایا! اگراين دستگاه ميكروسكپ را به قديميان نشان مي داديم و این زیبایی ها را می دیدند چه حالي پیدا می کردند؟

    اگر مي فهميدند كه جانداراني را آفريده اي كه ديده نمي شوند اما مي توانند بيماريزا باشند. آيا ديدشان در مورد بيماري ها و راه هاي درمان آن ها تغيير مي كرد!؟

     

    =======

    دیگر مطالب مرتبط :

     

     
    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی