close
تبلیغات در اینترنت
باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

اين پنجره صرفا براي تامين منابع مالي وبلاگ ايجاد شده است !

با کليک روي دکمه × یا دکمه بستن آنرا ببنديد

به وبلاگ من خوش آمديد

جمعه 19 آذر 1395
باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به اد
جای تبلیغات شما
تلگرام هواداران باشگاه پرواز
باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
  • تعداد بازدید : 561

  • باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

    باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

    باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

    باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

    باز افرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

     

     

    در دامنه دو کوه بلند، دو آبادي بود که يکي «بالاکوه» و ديگري «پايين کوه» نام داشت؛ چشمه اي پر آب و خنک از دل کوه مي جوشيد و از آبادي بالاکوه مي گذشت و به آبادي پايين کوه مي رسيد. اين چشمه زمين هاي هر دو آبادي را سيراب مي کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمين هاي پايين کوه را صاحب شود.

     

    پس به اهالي بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادي ماست، چرا بايد آب را مجاني به پايين کوهي ها بدهيم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پايين کوه مي بنديم.» يکي دو روز گذشت و مردم پايين کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برايشان باز کند. اما ارباب پيشنهاد کرد که يا رعيت او شوند يا تا ابد بي آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پايين کوه مثل رعيت. اين دو کوه هرگز به هم نمي رسند. من ارباب هستم و شما رعيت!»

     

    اين پيشنهاد براي مردم پايين کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اينکه کدخداي پايين ده فکري به ذهنش رسيد و به مردم گفت: بيل و کلنگ تان را برداريد تا چندين چاه حفر کنيم و قنات درست کنيم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پايين کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهايشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.

     

    اين خبر به گوش ارباب بالاکوه رسيد و ناراحت شد اما چاره اي جز تسليم شدن نداشت؛ به همين خاطر به سوي پايين کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با اين کارتان چشمه ما را خشکانديد، اگر ممکن است سر يکي از قنات ها را به طرف ده ما برگردانيد.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پايين به بالا نمي رود، بعد هم يادت هست که گفتي: کوه به کوه نمي رسد. تو درست گفتي: کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد.»

    منبع:khorasannews.com